اسما پورزنگیآبادی
انگشت روی صفحه گوشی بالا و پایین میرود؛ ویدئویی چندثانیهای، خبری کوتاه و تصویری و بعد محتوایی دیگر. هنوز فرصت نکردهایم درباره آنچه دیدهایم بیندیشیم که با یک حرکت ساده، از آن عبور کرده و سراغ محتوای بعدی میرویم. «اسکرول کردن»، این روزها بخشی از عادت روزانه بسیاری از ماست؛ عادتی که در پی آن، محتواهای کوتاه غالبا سطحی را در حجم انبوه مصرف میکنیم. این وضعیت، نگرانیهایی جدی نسبت به تضعیف اندیشیدن خلاقانه و نقادانه ایجاد کرده؛ چرا که در ادامه این عادت، مطالعه عمیق کمرنگ شده است و دیگر کمتر کسی وقت و تمرکز لازم را برای خوانش کامل یک کتاب، مقاله طولانی یا گزارش تحلیلی صرف میکند. بیشتر افراد به خواندن تیترها، تماشای خلاصهها و مرور سریع مطالب بسنده میکنند و شوربختانه بسیاری از آنها، همین اطلاعات را مبنای داوری و حتی کنشگری قرار میدهند.
صمد قرباننژاد، دانشآموخته دکتری مدیریت و برنامهریزی فرهنگی، درباره رواج گرایش به مصرف محتواهای کوتاه در شبکههای اجتماعی به گزارشگر اطلاعات میگوید: من زیاد موافق این موضوع نیستم که جامعه امروز کمحوصلهتر شده است. شاید بهتر باشد بگوییم که حوصله و تمرکز ما به دلیل گستردهتر شدن شرایط زندگی اجتماعی، توزیع شده است. در گذشته هم مردم با محدودیت زمان، دغدغههای اقتصادی و فشارهای اجتماعی کم و بیش مواجه بودند اما در عصر حاضر، حجم بالا و گستردگی اطلاعات، دسترسی دائمی به رسانههای رسمی و غیررسمی و رقابت پلتفرمها برای جلب توجه بیشتر، شرایط متفاوتی ایجاد کرده است.
وی در تشریح چرخه شتابان مصرف رسانهای امروز، به رقابت نفسگیر پیامها برای ربودن توجه مخاطب اشاره میکند و میافزاید: ما امروزه نهتنها با اطلاعات بیشتری روبهرو هستیم، بلکه بهطور دائم به انتخاب میان محتواهای متعدد دعوت میشویم و هر پیام، تصویر یا ویدئو تلاش میکند توجه ما را برای چند ثانیه به خودش اختصاص دهد. قبل از آنکه فرصت پردازش عمیق پیدا کنیم، محتوای بعدی از راه میرسد و این چرخه دائما در حال تکرار است.
جایگزین تفکر عمیق
مسئولیت کاهش مطالعه عمیق را باید بیشتر متوجه انتخابهای فردی دانست یا ساختار رسانهای و اقتصادی که توجه انسان را به کالایی قابلرقابت تبدیل کرده است؟
قرباننژاد در پاسخ به این پرسش میگوید: از منظر فرهنگی، مسأله فقط انتخاب فردی ما نیست، بلکه ساختار اقتصادی و رسانهای هم در این وضعیت نقش دارد. وقتی موفقیت محتوا با تعداد بازدید و میزان تعامل سنجیده میشود، محتوای سریع و جذاب،به یک مزیت و به تبع آن به یک ارزش در صنایع فرهنگی تبدیل میشود.
این کارشناس مدیریت و برنامهریزی فرهنگی، گرایش به محتوای کوتاه را یکسره منفی نمیبیند و آن را فرصتی برای پیوند مخاطب با جهان کتاب ارزیابی میکند: من معتقدم گرایش به سمت خواندن و شنیدن محتوای کوتاه، نکته چندان منفی هم نیست، چرا که میتواند دروازهای برای آشنایی با کتاب و فرهنگ و هنر باشد اما چالش اصلی زمانی شروع میشود که این محتوا جایگزین تفکر و مطالعه عمیق شود. در مجموع، موافق این نیستم که استفاده از محتواهای کوتاه بر مطالعه عمیق اثر منفی چندان زیادی داشته باشد.
او به تجربه شخصی خود اشاره و بیان میکند: خودم در بسیاری از مواقع هنگامی که درباره مسألهای به مطالعه عمیق نیاز دارم، گاه پیش از آغاز آن و برای حل پیچیدگی و رفع برخی چالشهای ذهنی در مسیر مطالعه عمیق، به سراغ محتوای کوتاه مرتبط میروم. باید بپذیریم این محتواهای کوتاه که محصول فناوری نوین است، بخش جداییناپذیر زندگی امروزی به شمار میآید و بهجای تقابل با آن، باید بتوانیم آن را به ابزاری هدفمند و در اختیار مطالعه عمیق بدل کنیم.
قرباننژاد در عین حال نگران است که مصرف گسترده محتواهای سریع و کوتاه، فراتر از یک امکان و ابزار، به یک ارزش اجتماعی بدل شود. به گفته این پژوهشگر فرهنگی، مطالعه عمیق یکی از ابزارهای مهم توسعه فرهنگی بهحساب میآید، زیرا به انسان کمک میکند پیش از داوری و واکنش در هر زمینهای، بیشتر و عمیقتر اندیشه کند. بزرگترین آسیب فرهنگی و اجتماعی کاهش مطالعه عمیق، این است که افراد، مسائل را در ذهن خود سادهسازی میکنند و سطحینگری و توهم دانایی که آفت بسیار خطرناکی است، رواج پیدا خواهد کرد.
تحول در انسان معاصر
ما در دورهای زندگی میکنیم که سرعت و شتاب، خود به ارزش تبدیل شده است؛ ارزشی که همهچیز را از خبر تا دانش، به مسابقهای برای دیدهشدن و مصرف در کوتاهترین زمان فروکاسته است. ذهن در چنین فضایی، پیوسته در معرض بمباران دادههاست، بیآنکه فرصت هضم، تأمل و گفتگو درباره آنها را پیدا کند.
محمد امین، فعال رسانهای و پژوهشگر اجتماعی در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات درباره این که چرا انسان معاصر، عمیق و جدی کتاب نمیخواند و سلیقه مطالعاتی او به سمت محتواهای سریع و فستفودی رفته است میگوید: موضوع فقط کتاب نخواندن نیست، بلکه این است که زاویه دید، توجه و اندیشیدن ما و در مجموع، مواجهه انسان معاصر با هستی و جهان تغییر کرده است.
به عقیده او، ما در دورهای زندگی میکنیم که شتاب و سرعت بالا به یک ارزش بدل شده و انسان امروزی میخواهد در کوتاهترین زمان ممکن، بیشترین اطلاعات را دریافت کند اما این پذیرش دادهها لزوما به معنای فهم و درک یا شناخت نیست. ممکن است فردی روزانه ساعتها در شبکههای اجتماعی حضور داشته باشد و صدها خبر و مطلب را بخواند ولی فرصت اندیشیدن، مکث، تأمل و گفتگو درباره هیچکدام را پیدا نکند.
امین در ادامه به «اقتصاد توجه» اشاره و بیان میکند: اقتصاد توجه که این روزها از عالمان رسانه زیاد درباره آن میشنویم، باعث شده است که پلتفرمهای دیجیتال فقط جلب توجه و خیره شدن بدون اندیشیدن به صفحههای دیجیتال و میخکوب شدن را ملاک قرار دهند. خاصیت این محتواها آن است که آسان مصرف میشوند؛ در حالی که خوانش انتقادی و عمیق یک کتاب، زمان و انرژی زیادی میطلبد.
«بدیهی است که در جهان شبکهای و در فضایی که الگوریتم حاکم است و به مصرف سریع محتوا عادت کردهایم، اگر فاعلیت خود را حفظ نکنیم، به تدریج تحمل ما در رویارویی با متنهای طولانی و دستگاههای اندیشگانی پیچیده، کاهش پیدا میکند.»
مطالعه در زمانه پردغدغه
نمیتوان از کاهش تمرکز و کمرنگ شدن میل به مطالعه عمیق سخن گفت اما از تأثیر فشارهای زندگی روزمره بر بروز چنین وضعیتی چشم پوشید. مطالعه عمیق به ذهنی نیاز دارد که بتواند برای مدتی از دغدغههای فوری فاصله بگیرد و فرصت کافی برای خواندن، فکر کردن و پیوند دادن ایدهها را داشته باشد.
امین، این موضوع را تأیید و اظهار میکند: فشارهای معشیتی، جنگ، فرسودگی شغلی و تضعیف جامعه توسط رخدادهای ناگوار مختلف و تشویشها و نگرانیهای روزمره، به راحتی بر مطالعه عمیق تأثیر میگذارد. وقتی ذهن دائما درگیر تأمین نیازهای معیشتی میشود یا اضطرب آینده دارد تمرکز آن بر متن دشوارتر میشود. بنابراین، نباید تمام مسئولیت را متوجه فرد دانست، بلکه ساختارهای اجتماعی هم در شکلگیری این عادات مطالعاتی نقش دارد. از سویی، نظام آموزشی ما هم از سالهایی ابتدایی تا مراتب عالی چندان لذت خواندن و قدرت اندیشیدن را آموزش نمیدهند و بیشتر بر حفظ کردن و آزمون دادن و تست زدن
تأکید دارند.
به گفته این پژوهشگر اجتماعی، کتاب خواندن عمیق، صرفا یک عادت فرهنگی نیست، بلکه نوعی استقلال فکری را رقم میزند و به انسان کمک میکند تا از واکنشهای هیجانی و آنی و زرد و فانتزی فاصله بگیرد و به کنه و بطن رخدادها بهتر و بیشتر نور بتاباند. چنین فردی، به سادگی هرچه که در شبکههای اجتماعی به خورد او داده میشود را واقعیت نمیپندارد و ابَرقهرمان را در بلاگرها و سلبریتیها نمیبیند.
کالای تشریفاتی
بازگشت به مطالعه عمیق را نمیتوان صرفا به تصمیم فردی برای کمتر استفاده کردن از گوشی یا کنار گذاشتن شبکههای اجتماعی محدود کرد. تقویت عادتِ خواندن، پرورش قدرت تفکر نقادانه و خلاقانه به تغییراتی در شیوه آموزش، فرهنگ عمومی و الگوهای مصرف رسانهای نیز نیاز دارد.
به گفته امین، راهحل بهبود این شرایط، توصیههای اخلاقی و در پیش گرفتن رویکردی نیست که برای هر مسأله اجتماعی و فرهنگی، دکمههای خاموش و روشن را تصور میکند. در وضعیتی که به آن دچار شدهایم، همزمان شاهدیم که کتاب به یک کالای تشریقاتی گران بدل شده است. باید دسترسی به کتاب را آسان کرده و کتابخانههای عمومی پویاتری داشته باشیم.
وی میافزاید: کتاب خوب باید به بطن گفتگوها و دیالوگهای خانوادگی و اجتماعی وارد شود. در نظام آموزشی هم به جای این که مدام بر حفظیات و تست زدن و آزمون دادن تأکید داشته باشیم، باید به تفکر انتقادی و لذت مکاشفهگری بپردازیم و آن را تقویت کنیم.
قرباننژاد، کارشناس مدیریت و برنامهریزی فرهنگی هم راهکاری را پیشنهاد میدهد. او با بیان این که فرهنگ حوزه باورهاست، نه بایدها اظهار میکند: یکی از بهترین راهکارها به خصوص در سطح مدارس و دانشگاهها، انتخاب یک موضوع مشخص و سپس برگزاری جلسات مختلف کتابخوانی و نقد و گفتگو پیرامون آن است.
«مثلا ما در جمعی که تشکیل دادهایم، خواجویکرمانی را محور مطالعه عمیق قرار داده و هر بار مطالعه و دورخوانی کامل کتابهای او و درباره او را در قالب یک برنامه چندساعته گروهی انجام میدهیم و در جلسه بعد، به گفتگو و تبادلنظر پیرامون ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی و ادبی آن میپردازیم؛ البته در این مسیر، از مطالعه محتوای کوتاه هم کمک میگیریم و این روش، تاکنون نتایج مطلوبی داشته است.»
در جهانی که سرعت دسترسی به اطلاعات و حجم دادهها مدام بیشتر میشود، مسأله اصلی این نیست که هر روز چند مطلب میخوانیم، بلکه این است که چقدر برای فهمیدن، پرسیدن و به چالش کشیدن آنچه در پیرامون ما میگذرد، موفق بودهایم. مطالعه عمیق، نهفقط راهی برای کسب اطلاعات بیشتر، بلکه تمرینی برای اندیشیدن مستقل و درک پیچیدگیهای جهان امروز است. بازگرداندن این فرصت به زندگی روزمره، همچنان که به شرایط اجتماعی بستگی دارد، به انتخابهای فردی ما نیز وابسته است.